سرچشمه تربیت
شونزدم این ماه رفتیم با آقایی بازار موبایل تا رم و جلد گوشی هامون رو بخریم . از اونجا میخواستم یواشکی آقایی رو پیاده برم میدون فلسطین تا مغازه ها را ببینیم که موافقت نکرد و گفت بریم لب رودخونه . از اونجا پیاده تا انقلاب و از انقلاب پیاده تا آمادگاه . سر آمادگاه که رسیدیم به آقایی گفتم قول داده بودی برام کتاب بخری بیا الان بریم ٰ نزدیکه . خلاصه قبول کرد و رفتیم داخل آمادگاه . آقایی دم مغازه وایساد تا با تلفن صحبت کنه و من رفتم داخل و کتاب سرچشمه تربیت از انتشارات همون ریحانه بهشتی رو با قیمت عالیی خریدم . از مغازه که بیرون اومدم به آقایی گفتم من بجای اینکه ذرت مکزیکی بخورم کتاب خریدم :) آقایی هم گفت پس من تنهایی ذرتم رو...





